سرد

سرد شده ای

مثل اولین صبح نوامبر

که گنجشک ها غمگین اند

و شاخه ها مرثیه ای سر می دهند

برای چکاوک های کوچ

 

سرد شده ای

مثل ذوق قهوه ای در فنجان

که از بغض دلتنگی هایم پایین نرفته

مثل اولین صبح نوامبر...

/ 3 نظر / 50 بازدید
کیا

خیلی خوشحالم،امروز بچه ها گفتن با مجتهدی وارد مذاکره شده تا شرایط بازگشت رو بسنجی.هر شرطی که گذاشته بشه پذبرفته میشه

R.na

برگردوندن به هرقیمیتی،کاری که بعضی ها همیشه انجام میدن.طبیعی هم هست،وقتی رنگ و لعابت رو از کس دیگه ای گرفتی و اون رفت،وقتی بعدش بی خریدار شدی و سکه یه پول شدی باید رنگ و لعابت رو برگردونی تا کارت بگیره دوباره،میثم برنمیگرده چون پیشنهادات شما نمیتونه دیگه تطمیعش کنه.الان دیگه تابستون سه سال پیش نیست که مستأصل و داغون بتونین جذبش کنید و کاخ آرزوهاتون رو با نبوغش بنا کنید.فراموشش کنید.